تبليغاتX
تریبون سبز - دانشجویان منتقد بندر خمیر
 

وحشت حکومت ایران از روزهای ۶ و ۱۱ فوریه

احمد خاتمی هم «تغییر موضع» داد!

وحشت حکومت ایران از روزهای ۶ و ۱۱ فوریه
 
احمد خاتمی امام‌جمعه تهران در نماز جمعه این هفته مخالفان را به "اطاعت مطلق" از رهبر فراخواند. روزنامه اتریشی "وینر تسایتونگ" اظهارات امام جمعه را نشانه هراس تمامیت‌خواهان ایران از روزهای ۶ و ۱۱ فوریه تعبیر کرد.
 
 

ششم فوریه (۱۷ بهمن) چهلمین روز درگذشت آیت‌الله منتظری و یازدهم فوریه (۲۲ بهمن) سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است

 

وینرتسایتونگ در تفسیر سخنان این هفته احمد خاتمی نوشت:«این روحانی شیعه اولترا محافظه‌کار با اشاره به انتخابات اختلاف برانگیز ژوئن ۲۰۰۹ نتیجه گرفت: پس از هر انتخابات قانونی و دموکراتیک، پرونده انتخابات بسته می‌شود و برای ما در ایران هم باید همینطور باشد. انتخابات تمام شده و مردم تصمیم خودشان را گرفته‌اند».

 

ترس از دست دادن قدرت

 

به نوشته روزنامه اتریشی، هنگامی که احمد خاتمی با چشمانی خیره نسبت به ایجادکنندگان ناآرامی‌ها هشدار می‌داد و مردم را به وحدت ملی فرامی‌خواند، همه چهره‌های شاخص تمامیت‌خواهان ایران در مراسم حضور داشتند.

 

مفسر وینرتسایتونگ می‌نویسد:«محافظه‌کاران، اکنون می‌ترسند که قدرت خود را از دست بدهند. یکی از آن‌ها، روح‌الله حسینیان، رئیس فراکسیون اصولگرایان در مجلس، اخیرا در اعتراض به "نرمش در برابر اپوزیسیون" استعفا داد، اما بعدا زیر فشار دوستان حزبی خود آن را پس گرفت. حسینیان، در استعفانامه خود خطاب به علی لاریجانی رئیس مجلس نوشت: در دفاتر همه مسئولان، در همه ادارات و حتی در وزارتخانه‌ها کسانی نشسته‌اند که از اپوزیسیون پیشتیبانی و کار دولت را بلوکه می‌کنند. دولت باید علیه منتقدین خود شدیدتر عمل کند».

 

وینرتسایتونگ در بخشی دیگر از تفسیر خود می‌نویسد:«گفته‌های حسینیان وزن زیادی دارد. او یک نماینده مجلس معمولی نیست. او، وزیر اطلاعات بوده و یکی از رهبران محافظه‌کاران به حساب می‌آید. تهدید او به استعفا سبب بحث دامنه‌داری میان اصولگرایان شد. به این دلیل، لازم بود خاتمی در مراسم نماز جمعه قدرت نشان بدهد تا چین و چروک‌ها را صاف کند.»

 

وحشت از دو روز مهم

 

در بخشی دیگر از تفسیر روزنامه اتریشی، به احتمال تظاهرات اعتراضی در چهلمین روز درگذشت آیت‌الله منتظری و سی و یکمین سالروز انقلاب اسلامی اشاره می‌شود.

 

در این بخش می‌خوانیم:«اپوزیسیون اعتراض می‌کند که رژیم در این میانه یک دیکتاتوری نظامی ایجاد کرده است. شبه‌نظامیان بسیجی و پاسداران همواره کنترل نظم عمومی را بیشتر به دست می‌گیرند. کنترل‌های شدید و حضور پلیس، باید مخالفان رژیم را از دست زدن به تظاهرات تازه منصرف کند. مناسبت چنین تظاهراتی می‌تواند چهلمین روز درگذشت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری در روز ششم فوریه یا سی و یکمین سالروز انقلاب اسلامی در روز یازدهم فوریه باشد.
 

دویچه وله

 
 
 
 
!احمد خاتمی هم «تغییر موضع» داد
 

هر چه ۲۲ بهمن نزدیک تر می شود، «عطوفت اسلامی» مسئولان و هواداران کودتا هم آشکارتر می شود. آن ها که معترضین را «خس و خاشاک» و «بزغاله و گوساله» می خواندند حالا در صدد دلجویی بر آمده اند. احمد خاتمی یامام جمعه ی این هفته ی تهران که پیش از این جز به زبان تهدید سخن نمی گفت، یکی از کسانی است که در صدد برآمده آتش اعتراض مردم در ۲۲ بهمن را کند کند. او امروز در تریبون نماز جمعه ضمن ادامه ی تهدیدات خود علیه جریان «ضدانقلاب، مطربان و رقاصان آن ها» از «برادران معترض» دلجویی کرد. احمد خاتمی بی اعتنا به آن که «قانون» هر روز در کهریزک ها و بازداشتگاه های حکومت و خیابان ها، به وحشیانه ترین شکل زیرپا گذاشته می شود، از «برادران معترض» خواست اعتراضات خود را در چارچوب قانون پیگیری کنند.

 

به گزارش ایلنا امام جمعه موقت تهران تاکید کرد: قانون اساسی اعتراض را قبول کرده است و ما هیچگاه معترضین را برانداز ننامیده، نمی‌نامیم و اگر خلاف قانون عمل نکنند نخواهیم خواند.
 

امام جمعه موقت تهران با اشاره به سخنان اخیر رهبر حکومت و تاکید بر توجه رسانه‌ها به جنبه‌های مختلف آن گفت: تفسیر سخنان ایشان در خصوص روشن شدن خط و مرز گرایشات درون نظام با دشمن این است که در کشور فقط دو جبهه انقلاب و ضدانقلاب داریم که جلودار جبهه اول مقام معظم رهبری است و در حماسه ۹ دی مردم نشان دادند که قاطبه آنان در این جبهه هستند و جبهه دوم جبهه آمریکا و سیا، انگلیس و سرویس‌های جاسوسی‌اش و اسرائیل و موساد و همچنین سیلی‌خورده‌ها از ملت، یعنی سلطنت‌طلب‌ها، منافقین، مطرب‌های فراری و رقاص‌های آنها هستند.
 

وی افزود: در این میان کسانی هستند که می‌گویند ما با نظامیم اما معترض و منتقد هستیم؛ قانون اساسی هم اعتراض را قبول کرده است و ما هیچگاه معترضین را برانداز ننامیده، نمی‌نامیم و اگر خلاف قانون عمل نکنند نخواهیم خواند، البته حساب بغات، محاربین و کسانی که به اموال مردم آسیب رساندند جداست.
 

خاتمی تصریح کرد: ما به معترضین می‌گوییم در کدام‌سو هستید؟ زیرا راه سوم وجود ندارد. در حاشیه بحث هم به برادران معترض می‌گوییم تا کی و چگونه به این گونه اعتراضات ادامه می‌دهید؟ آیا همچنان می‌خواهید صدور بیانیه‌های ساختارشکن و عبور از قانون اساسی را ادامه دهید و بسترساز کسانی شوید که هر موقعیت وحدت‌آفرین را به اختلاف تبدیل می‌کنند؟
 

وی با اشاره به حوادث روز قدس گفت: معترضین می‌گویند شعارهای روز قدس از طرف ما نبود. ولی شما بسترساز بودید و باید پرسید تا کی می‌خواهید به این مسیر ادامه دهید و اعصاب مردم را خرد کنید و ماشین رشد و توسعه را با کندی و توقف مواجه کنید؟
 

امام‌جمعه موقت تهران به معترضان هشدار داد: مطمئن باشید اینگونه اعتراض همسویی با بیگانگان و خیانت به انقلاب و مردم است که هم خلاف شرع و عقل است؛ خلاف شرع است زیرا حفظ نظام اوجب واجبات است و اینگونه شعارها دشمن را شاد می‌کند و خلاف عقل است، زیرا در همه‌جای دنیا انتخابات برگزار می‌شود و یک مهلت قانونی برای رسیدگی به اعتراضات قرار داده می‌شود و پس از آن پرونده انتخابات بسته می‌شود نه اینکه مصالح ملی مورد تهدید قرار گیرد.
 

خاتمی ادامه داد: از معترضان می‌خواهیم تا اعتراضات را در چارچوب قانون پیگیری کنند و این به نفع خودشان هم هست، زیرا اگر می‌خواهند در این کشور بمانند باید این کار را انجام دهند و در غیر این صورت ملت و رهبری راه خود را ادامه می‌دهند و آنها بازنده میدان هستند.
 

امام جمعه موقت تهران با اشاره به این بخش از سخنان خامنه ای که خواص از موضع‌گیری‌های دو پهلو خودداری کنند، تصریح کرد: اظهارنظرهای دو پهلو آتش فتنه را شعله‌ور می‌کند.
 

وی با بیان اینکه موضع‌گیری شفاف نداشتن همسویی با دشمنان است و شفاف بودن دارای دو بخش “تولی” و “تبری” است، تصریح کرد: نمی‌شود کسی تولی داشته باشد اما تبری نداشته باشد و بگوید ولایت فقیه را قبول دارم اما دشمنان را محکوم نمی‌کنم و این شفافیت نیست، بلکه باید بگویند ولایت فقیه را قبول داریم و به صراحت از آمریکا، انگلیس و اسرائیل ابراز تنفر کرده و بگویند حمایت آنها را باعث ننگ می‌دانیم و وقایع ساختارشکنانه پس از انتخابات، روز عاشورا، اهانت به عکس امام و کفریات آن فرد دهان شکسته خارج از کشور را که منکر امام زمان و معصومیت ائمه است را محکوم می‌کنیم.
 

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در یکشنبه چهارم بهمن 1388 و ساعت 0:2  
 

میلاد اسدی، ۵۵ روز در زندان انفرادی

 
 
 

میلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت علبرغم گذشت ۵۵ روز از زمان بازداشت همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود.

 

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز،میلاد اسدی در آخرین ملاقات با خانواده اش از انتقال خود به بند 240 زندان اوین خبر داده و تصریح کرده است از ابتدای بازداشت در یک سلول دو در دو نگهداری می شده و از چند روز قبل به سلول انفرادی بند 240 که از سلول قبلی نیز کوچک تر است منتقل شده است.
 

بازجویی ها از میلاد اسدی حول فعالیت های دانشجویی در دانشگاه خواجه نصیر و همچنین دفتر تحکیم وحدت صورت گرفته و بازجویان او را برای استعفا از دفتر تحکیم یا غیرقانونی و منحله دانستن این اتحادیه دانشجویی تحت فشار قرار داده اند. اسدی خطاب به خانواده خود تصریح کرده"زیربار چنین درخواست هایی نخواهد رفت اگرچه ممکن است او را ماه ها در زندان انفرادی تحت فشار قرار دهند" گفته می شود سایر اعضای بازداشت شده دفتر تحکیم وحدت از جمله بهاره هدایت،مهدی عرب شاهی و مرتضی سمیاری تحت فشارهای مشابهی قرار دارند.
 

میلاد اسدی در روز نهم اذرماه امسال در منزل پدری اش بازداشت شد و گفته می شود یکی از عوامل حراست دانشگاه خواجه نصیر نیز هنگام بازداشت وی توسط ماموران امنیتی حضور داشته است.
 

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 23:53  
 

شب شعری با پدر در زندان

 عمار ملکی

به یاد مجید توکلی، دکتر احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، مرتضی کاظمیان، بهاره هدایت، عماد باقی، مهدی عربشاهی، دکتر ابراهیم یزدی، میلاد اسدی، پیمان عارف، کیوان صمیمی، کوهیار گودرزی و دیگر پرندگان دربند

 

و برای پدرم، دکتر محمد ملکی در آغاز ششمین ماه پروازش در قفس
 

پدر جان؛

این شبها باز هم دلگیرم از دوری تو و مانند هر وقت دیگری که دلتنگت میشوم، کتاب شعرت را بدست گرفتم و آنرا ورق زدم تا که با من سخن بگویی. چشمم به شعری افتاد که در دیباچه اش نوشته بودی:
 

یک روز که خیلی دلم گرفته بود «اندوهم» را قطره قطره نوشیدم:
 

"اندوه را درود
اندوه را سلام
در کوچه های تنگ دلم
جای پای اوست
...
در جمع خامشان
تنها و سرگران
کی همدم من است
اندوه، والسلام"

 

اینروزها هر کس که از من سراغت را میگیرد، میگوید باورش نبود که این قوم جفاکار تا این حد بیرحم باشند که با هجوم به بستر بیماری ات، عقده های دیرین از استادی کهنسال بگشایند و تو را با آن حال ماهها به زندان افکنند. لحظه ای پشت خمیده ات که نشان جور جلادان است در نظرم آمد و با چشمانی تار دفترت را ورق دیگری زدم و از پشت پرده اشک، شعر «شناسنامه» تو را دیدم:
 

"من از اهالی رنجم
و از قبیله درد
تبار من همه از درد و رنج نالیدند
و من نه ناله که فریاد میکنم، فریاد
چه!
از اسارت شهر حماسه می آیم
و از ولایت زنجیر عدل جلادان
که جای جای تنم زخمدار «تعزیر» است
و قلب و کلیه و مثانه جملگی بیمار
و پشت۫ گوژ ز سنگینی و صلابت دار"
 

بابا ناصر

میدانی که اینروزها پدران زیادی اسیرند و کودکان خردسال بسیاری غصه میخورند و غم به دل کوچکشان میریزند. وقتی که یاد پسران احمد و عبدالله و مرتضی و بچه های زندانیان دیگر می افتم، غصه آنها جانم را میسوزاند و خاطرات کودکی خودم زنده میشود. یادت هست که در هر ملاقاتی میپرسیدم: "بابا کی میای خونه؟ آخه میخوام باهات بازی کنم" و تو در جواب من، شعر کودکانه «قصه غصه عمار» را گفتی:
 

"عمار تا مامانو دید
پرید و روشو بوسید
گفتش مامان نازی
میکنی با من بازی
حوصله ام سر اومد
بابا ناصرم نیومد
عمار میخواس بدونه
بابا کی میادش خونه
مامان با چشم گریون
خسته و گیج و حیرون
اشکاشو رُفت با دست
گفت: عمارم خدا هست
اگر بابا اسیره
تو زندون امیره
خدا که مهربونه
همه چیزو میدونه
غصه نخور پسرجون
تموم میشه زمستون
بهار میاد دوباره
کار زمستون زاره"

امان از این زمستان دیرپا پدر.
 

یادم هست که چقدر شعر زمستان اخوان ثالث را دوست میداشتی و همیشه در راه سفر برایمان میخواندی:
 

"سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
...
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است"
 
 

و یادم می آید که همیشه پس از آن، این شعرت را میخواندی که

"قسم به صبح و قطره قطره باران
به رعد و برق، ابر و باد بهاران
به گل به نغمه های بلبل بستان
بهار خواهد شد، پایدار نیست زمستان"
 

بابا جان، میدانم که صدای بلبلان زندانی به گوش ات میرسد. همه مرغان عشق را به بند کرده اند. اینجا پرنده ای بیرون از قفس نمانده جز کلاغان که غارغارشان تمامی شهر را پر کرده. اما اینبار دیگر مردم گوشهایشان را با پنبه نپوشانده اند که اینبار مردم در گوش هم آواز امید، شجاعت و مبارزه میخوانند و برای یکدیگرسرود شورانگیز زمزمه میکنند تا که آواز دلخراش کلاغان آنها را از جنبش باز ندارد. دفترت را ورق دیگری زدم و به شعر «پرواز در قفس» رسیدم:
 

"پرنده های اسیر
درون قفس
در فضای کوچک
پشت میله ها
جایی که امکان پرواز نیست
با بالهای شکسته
عصیان میکنند
پرواز میکنند
تن به دیوار قفس میکوبند
تسلیم اسارت نمیشوند
و از زخم و درد و مرگ نمیهراسند
تا بیاموزند
در قفس هم می توان پرواز کرد"

 

راستی امروز تمامی روزهای زندانت را در نظام ولایی شمردم. میدانی که امروز دو هزار و دویستمین روزیست که در زندانهای جمهوری اسلامی بوده ای: 1880 روز در دهه پنجم زندگی ات با تحمل شکنجه های سیاه دهه شصت...170 روز در آخرین سالهای دهه ششم زندگی ات با تحمل شکنجه های سفید و امروز 150 روز است که در میانه دهه هفتم زندگی، باز هم در خانه سوم خود یعنی زندان هستی. (خانه دومت دانشگاه است) و اینبار نمیدانم که رنگ شکنجه ات چیست که دارد جسمت را ذره ذره آب می کند.
 

دفترت را ورق میزنم تا که برایم از شکنجه بگویی:
 

"از تفاوت شکنجه سپید و سیاه می پرسند، می گریم:
نمیدانم
چه باید کرد؟
چه باید گفت؟
و آیا میتوانم رنجهایم را که خون رنگند
به روی صفحه ای بی رنگ بنشانم
من از «فعلی» حکایت میکنم
با رنگ روز و شب
نمیدانم
سپیدی و سیاهی را تفاوت چیست
و اما فاش می سازم
که سخت است و توان فرساست هر رنگش"

 

پدر این روزها اگر چه زمانه ایست که سنگها را بسته وسگها را رها کرده اند، اما نسلی در مقابل ظلم ایستاده و برای گرفتن حقش به مبارزه برخاسته که ترس را به خود راه نمیدهد. ورقی دیگر به دفترت زدم و دیدم که تو به این نسل امید بسته بودی و درباره اش سروده بودی:

"باید گشود پنجره ها را
به روی صبح
وانگه
نگاه کرد
به فردا
باید امید داشت به این نسل
نسلی که با یقین
با مشت آهنین
فریاد میزند
تا کی در انتظار سحر میتوان نشست
این «نظم» سست را باید ز هم گسست
تندیس شیشه ای جهل و ظلم را
باید شکست، باید شکست"

 

پدر جان، میدانم که تو استوار ایستاده ای و خم به ابرویت نمی آوری و درد و سوز را در خود میریزی و دم برنمی آوری تا مبادا که جوانان زندانی از دیدن رنج تو بشکنند و بی طاقت شوند. اما بدان همگان نگرانت هستند که گذر زمان و بی رحمی حاکمان، جسمت را فرسوده و جانت را خسته کند و این اضطراب، غم به جان همه دوستدارانت میریزد.
 

داشتم دفتر شعرت را می بستم تا اشک بیش از این ورقهایش را رنجور نکند که چشمم به آخرین شعرت افتاد که نامش «زندگی» بود:
 

"با آنکه پیر زمان سخت گذر میکند
ولی
مردان مرد را
سخن از ضعف و درد نیست
در کوچه های تنگ و پر از سنگ زندگی
باید
به پیشباز گل سرخ و لاله رفت
باید گشود پنجره ها را
بر دشتهای پر ز شقایق
وانگه شنید زمزمه چشمه سار را
باید قبول کرد دگر
فصل سرد نیست
باید رسید به این اصل جاودان
وقتی که ظلم هست
رهی جز نبرد نیست"
 

پی نوشت:
تمامی شعرهای داخل گیومه از دفتر اشعار دکتر محمد ملکی با نام «پرواز در قفس» است.

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 23:45  
 
رمزگشایی نگاه عاطفی وزیر علوم به دانشجویان!

 

مژگان مدرس علوم


 
شبکه جنبش راه سبز(جرس): آغازسال تحصیلی امسال دانشگاهها در حالی آغاز شد که ناآرامی های پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری همچنان بر فضای سیاسی کشور سایه افکنده بود. در تداوم اعتراضات مسالمت آمیز مردمی برای بازپس گیری آراء خود، دانشجویان کشور نیز در حرکتی خودجوش در اعتراض به فضای استبدادی کشور به این
جنبش عظیم مردمی پیوستند

گستردگی این اعتراضات دانشجویی و مردمی در حدی بود که مسئولین حکومتی با بی درایتی واقدامات غیرقانونی وضد اسلامی بر ابعاد آن دامن زده و اقدام به سرکوب خشونت آمیز کردند وفضای کشور و دانشگاههای آنرا با تنش و بحران مواجه ساختند که همچنان ادامه دارد.

این در حالی است که كامران دانشجو وزير علوم، ‌تحقيقات و فناوری در گردهمایی مدیران روابط عمومی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور با بیان این موضوع که آغاز سال تحصيلي جديد "بسيار بسيار خوب" بود، گفت: "دشمن مي‌خواهد القا كند كه در دانشگاه‌های ما تنش و بحران وجود دارد، اما چنين چيزي نيست. دانشگاه‌ها زنده است و سال تحصيلي بسيار بسيار خوبی را شروع كرديم."

وزیر علوم دولت احمدی نژاد با بیان اینکه دیدیم که "دانشجويان حرفشان را زدند" اظهار داشت: " روابط‌عمومي‌ها بايد كمك كنند كه دانشگاه شاداب و با نشاط باشد و اگر شادابي و نشاط فعاليت سياسي و اجتماعي را از دانشجو بگيريم دانشجويانی خموده خواهيم داشت و دانشجويان خموده اصلا به نفع مملكت نخواهند بود."

این در حالی است که چندی پیش غلامحسين نوروزی دبير هيئت نظارت بر تشکل‌های دانشجویی دانشگاه تهران خبر داده بود که مجوز فعاليت انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران لغو شده است. گفتنی است انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران از جمله قدیمی‌ترین تشکل‌های دانشجویی در ایران به شمار می‌رود.

عدم شرکت در امتحانات در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان

وزير علوم در پاسخ به سئوالي مبني بر لغو امتحانات در برخي از دانشگاه‌ها از سوي دانشجويان گفت: "خيلي واضح و راحت مي‌توانيد به دانشگاه‌ها برويد و ببينيد كه امتحانات برگزار مي‌شود در دانشگاه اميركبير همه امتحانات برگزار و تمام شد و در ديگر دانشگاه‌ها هم امتحانات در حال برگزاري است."

این در حالی است که بعنوان نمونه دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه پلی تکنیک تهران در اعتراض به بازداشت تعداد دیگری از دانشجویان این دانشگاه، در جلسات امتحان حاضر نشدند و کلیه امتحانات دانشکده های مختلف این دانشگاه به مدت یک هفته تعطیل شده و دانشجویان گفته اند که اگر قرارست همکلاس های ما در زندان به سر ببرند،ما هم ترجیح می دهیم در امتحانات شرکت نکنیم.

بنا به گفته منابع دانشجویی، دانشگاه امیرکبیر در مجموع ۹ هزار صفر در کارنامه دانشجویان معترض منظور کرده است، این در حالی است که درج نمره معمولا در اختیار اساتید است،اما اساتید از درج این نمرات بیخبر بودند و ابراز شگفتی می کردند.

نگاه "عاطفي" مسئولین!

دانشجو با اشاره به اینکه مسئولان موظف‌اند كه به وظيفه‌شان عمل كنند، بیان داشت: " نگاه‌ها بايد به انگشت اشاره ولايت باشد." وی همچنین ادامه داد: " افزايش صدور احكام كميته انضباطي براي دانشجويان طبيعي است."

وزير علوم در خصوص افزايش احكام كميته انضباطي براي دانشجويان پس از حوادث اخير اظهار داشت: " این موضوع طبیعی است. اما مسئولان موظف‌اند كه در مسئوليت‌شان نگاه عاطفي داشته باشد نه نگاه تنبيهي. اين نگاه عاطفي را مي‌دانم كه مسئولان دانشگاه‌ها داشته‌اند و پرونده‌هاي زيادي را خودشان كنار گذاشته‌اند و پرونده‌هايي نيز به كميته انضباطي مركزي آمده كه كنار گذاشته شده است."

این اظهارات در حالی صورت می گیرد که برخوردهای غیرقانونی با دانشجویان ابعاد وسیعی داشته که تنها شامل دانشجویان دانشگاههای پایتخت نمی شود و بسیاری از دانشجویان شهرهای دیگر یا در بازداشت بسر می برند یا به کمیته‌های انضباطی احضار شده اند.

وزیر علوم دولت احمدی نژاد همچنین در ادامه افزود: "تعداد دستگيرشدگان در تجمعات اخير خيلي كم است و شايد پنج تا ده درصد كل دستگيرشدگان دانشجو باشند كه وظيفه برخورد با همان را هم به درون دانشگاه منتقل مي‌كنند تا با ابزار داخل دانشگاه برخورد شود."

برخورد با "ابزار داخل دانشگاه" در حالی از تریبونهای رسمی کشوربیان می شود که دانشجویان بازداشت شده، بارها از شکنجه های شدید جسمانی خود در بازداشتگاه وزارت اطلاعات خبر داده و اعترافات اخذ شده از خود را فاقد اعتبار قانونی دانستند.

ابعاد گسترده برخورد با دانشجویان

این در حالی است که موج سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان بعد از حوادث اعلام نتایج دهمین دوره ریاست جمهوری ابعاد گسترده ای به خود گرفته به ویژه برخوردهای ماموران امنیتی با دانشجویان پس ازشانزدهم آذر ماه و عاشورای حسینی از شدت بیشتری برخوردار بوده است.

بنا به گزارش های موثق دانشجویی، به تازگی احکام سنگین محرومیت تحصیلی هیجده نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد دزفول به دلیل شرکت در تجمعات ۱۳آبان، ۱۶ آذر و ۲۵ آذر صادر شده است.

از سوی دیگر پانزده تن از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد که برخی از آنها نیز در بازداشت به سر می‌برند هر یک با حکم دو ترم محرومیت از تحصیل روبه‌رو شده‌اند. 

در همین حال هیات موسس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت نامشخص علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی دو فعال دانشجویی ابراز نگرانی کرده اند.

همچنین بنا به گزارش خبرنامه امیرکبیر، برخی از سی وشش دانشجوی بازداشتی دانشگاه‌های آزاد، فردوسی، خیام و سجاد مشهد که روزهای نهم و دهم دی‌ماه بادشت شده بودند به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شده‌اند که گفته می‌شود برخی از آنها نیز در سلول انفرادی نگهداری می‌شوند.

امیر مقدم، علی خجسته، معین مین باشی، حمید تمدنی، محسن بیات، علی معموری، رضا خجسته، علی لطیفی، حسین قابل، عارف ناظر مقدم، میترا فرهنگ، عادل طائی نیا، فرشاد عزیزی، ایمان ابراهیمی و جهانبخش از جمله فعالان دانشجویی بازداشت شده دانشگاه‌های فردوسی، دانشگاه آزاد، خیام و سجاد مشهد هستند.

شدت برخوردهای غیرقانونی با این قشر فرهیخته در ماههای اخیر بطوری به "اوج" خود رسیده که تنها پنج فعال دانشجویی در مجموع به بیست ویک سال زندان محکوم شده‌ و دانشجویان دیگر نیزبا صدور احکام سنگینی از سوی دستگاه قضایی مواجه شده اند .

محمد تابع محمدی از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز به چهار سال زندان تعزیری، ناصح فریدی، دبیر سابق انجمن اسلامی‌ دانشگاه تربیت معلم تهران به شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حامد کاووسی دانشجوی ۱۹ ساله به سه سال حبس تعزیری،یاشار قاجار دبیر سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک به دو سال حبس تعزیری با تعلیق ۵ ساله ، ۱۴۸ ضربه شلاق ، ۱۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شدند.

تداوم بازداشت فعالان دانشجویی

میلاد اسدی از اوایل آذرماه و مهدی عربشاهی ، بهاره هدایت ، مرتضی سمیاری همگی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، پس از اعتراضات روز عاشورا بازداشت شده‌اند و ده‌ها تن از اعضای شورای عمومی این اتحادیه دانشجویی نیز در بازداشت به سر می‌برند.

همچنین سهیل محمدی، علی پرویز، جاوید حاج همتی و عباس قادری دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی نیز پس از اعتراضات روز عاشورا بازداشت شده‌اند.

محمود ذوقی دادستان مشهد مراسم "عزاداری" محرم دانشجویان در داخل محوطه دانشگاه را غیر قانونی اعلام کرد و گفت: " که ۶۱ تن از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد و ۹ دانشجوی دانشگاه غیر دولتی سجاد نیز بازداشت شده‌اند".

همچنین بنا به اخبار رسیده از منابع دانشجویی احضار و تعلیق بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد کرج و صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ۱۵ دانشجوی این دانشگاه از دیگر اقدامات غیر قانونی با دانشجویان است. 

در ادامه این برخوردها خبرنامه امیر کبیر گزارش داده است که بیش از ۳۰ نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام برگزاری و شرکت در تجمعات ۱۶ آذر و یادبود آیت الله منتظری به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده‌اند.

از جمله دانشجویانی که در دادگاه‌های غیرعلنی محاکمه شده‌اند مجید توکلی فعال دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک تهران است که از ۱۶ آذر روز دانشجو بازداشت شد و ۱۳ دی ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب که ریاست آن را قاضی صلواتی بر عهده داشت، به صورت غیرعلنی و بدون حضور وکیل و خانواده‌اش محاکمه شد.

این برخوردهای غیرقانونی و غیراخلاقی در حالی از سوی مسئولین قضایی و حکومتی صورت می گیرد که وزیر علوم حضور دانشجویان در عرصه سیاسی را جزء منافع کشور دانسته وازحساسيت دانشجويان نسبت به مسائل كشور به عنوان فرصت، نه تهديد یاد کرده است.

در همین ارتباط هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، در این باره گفته است: "وضعیت بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان در شهرستان‌ها به ویژه در شیراز بسیار وخیم است؛ از یک طرف خانواده‌ها به‌شدت تحت فشارند که اطلاع‌رسانی نکنند و از طرف دیگر مقامات در شهرستان‌ها به هیچ‌ وجه در قبال اعمال خود به خانواده‌ها پاسخگو نیستند."

 

اعتراضات اساتید دانشگاهی کشور

اما علی رغم تمامی این برخوردها ی غیرقانونی، تداوم بازداشتها، صدور احکام سنگین زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل، فعالان دانشجویی نه تنها از اعتراضات خود دست نکشیده اند بلکه اعتراضات اساتید دانشگاهی را نیز با خود همراه کرده اند.

در همین ارتباط هشتاد و هشت تن از اساتید دانشگاه دانشکده فنی دانشگاه تهران با انتشار نامه سرگشاده ای به رهبر جمهوری اسلامی به برخوردهای خشن و فراقانونی ، خصوصاً با دانشگاهيان، دانشجويان و فرهيختگان اين مرز و بوم اعتراض کرده و نوشته اند: " مسلماً حمله‌های شبانه به خوابگاه، مأمن، مأوا و محل زندگی دانشجوی بی پناه و يورش روزانه به آنان در صحن دانشگاه، محل تحصيل علم و پژوهش، نه نشان قدرت و صلابت نظام است و نه ضرب و شتم و زندان دسته جمعی آنان زيبنده اسلاميت و جمهوريت نظام."

نویسندگان این نامه خطاب به آقای خامنه ای یادآور شده اند: " عليرغم تأكيدات شما و تمام قول‌های مسئولين، آمران و مسببان واقعه هنوز محاكمه و به مردم معرف نشده‌اند و اين دانشجويان هستند كه هر روز به بهانه ای دستگير و زندانی می‌شوند و يا مورد ضرب و شتم قرار می‌گيرند."

گفتنی است در پی برخورد با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، ۵۶ نفر از استادان این دانشگاه نیز با انتشار بیانیه‌ای اعتراض خود را به اطلاع ریاست دانشگاه رساندند

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 و ساعت 0:28  
 

امین نظری عضوشورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت:

دستگیری ها موجب التهاب دانشگاه ها شده


امین نظری عضو شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت و دبیرکمیته حقوق بشر این تشکل دانشجویی درمصاحبه با روز با اشاره به تهدیدات اخیر علیه دانشجویان می گوید:" تا زمانی که دستگیری‌ها ادامه دارد دانشگاه ها ملتهب خواهند ماند." به گفته وی برخورد جریان هایی در حاکمیت با جنبش دانشجویی عملا نتیجه عکس داشته است. نظری همچنین معتقد است سئوالات مردم در خصوص وقایع پس از انتخابات بیش از آن است که برنامه های تلویزیونی مثل «روبه فردا» بتواند به آن پاسخی بدهد.
این مصاحبه را می خوانید:
 
طی هفته‌های گذشته بسیاری از دانشجویان درشهرهای مختلف به کمیته های انضباطی احضار و یا برای مدتی از تحصیل محروم شده اند. وضعیت عمومی دانشگاه ها به دنبال اعتصابات دانشجویی چگونه است؟ همین طور موضوع نمره صفر دادن به دانشجویانی که در امتحانات شرکت نکرده اند...

موضوع نمرات صفر صحت دارد. برای شکستن اتحاد بین دانشجویان وایجاد ترس و وحشت در آنهااز این ابزار استفاده می کنند. حتی درمورد دانشجویان سال اولی. درواقع فکر می کنند ایجاد ترس و وحشت در میان دانشجویانی که تازه وارد دانشگاه شده اند می تواند خیلی موثر باشد. این درحالی است که همین دانشجو در جامعه خود اتفاقات را می بیند و چنین روش های نخ نمایی نمی تواند روی او تاثیر گذار باشد. روزهای اولی که در دانشگاه امیر کبیر موضوع امتحان ندادن مطرح شده بود، بسیاری از دانشجویان صفر گرفته بودند. طی چند هفته گذشته نیز احضارها بسیار گسترده بوده است. برای وزارت علوم خیلی مهم است که امتحانات در زمان خودش انجام شود و به تعویق نیافتد. اما درزمانی که بسیاری از دانشجویان در زندان هستند و آنها توان امتحان دادن ندارند یقینا نسبت به چنین دستگیری هایی اعتراض می کنند و در امتحانات شرکت نمی کنند.
 
برخی می گویند چنین ماجراهایی بیشتر مربوط به تهران است. با توجه به اینکه شما در دانشگاه همدان هستید، وضعیت را در این دانشگاه چگونه می بینید؟

ما الان در این دانشگاه  چهار دانشجو داریم که یک سال حبس تعزیزی دارند. از طرفی دبیر سیاسی انجمن همدان نیز مدت هفت ماه است که در زندان به سر می برد، ولی فعلا در دانشگاه همدان نسبت به لغو امتحانات تصمیمی گرفته نشده است و امتحانات برگزار می شود. اما فضای دانشجویی فضای اعتراضی است. آقایان دچار توهم شده اند که می توانند دانشگاه را از مردم جدا کنند. اما جنبش سبز یک جنبش فراگیر اجتماعی است و جنبش دانشجویی هم در همین راستا حرکت می کند. من می دانم در دانشگاه های شیراز و اصفهان هم چنین اعتراضاتی به صورت جدی وجود دارد. البته در تهران این موضوع متمرکز تر انجام می شود،امادر هر حال جو در عمده دانشگاه های ایران ملتهب است.
 
تاثیر روانی چنین تهدیداتی درمیان دانشجویان چیست؟

دانشجو وقتی چنین تهدیداتی را می بیند جری تر می شود. روح آزادی خواهی وعدالت طلبی دانشجویی اجازه نمی دهد که حقوق همکلاسی و شهروندانشان ضایع بشود و دانشجویان ساکت بمانند. ما این را در تمام دوره های تاریخی در کشورهای دیگر و ایران دیده ایم که جنبش دانشجویی جنسی همسان با جامعه دارد. آنها ثابت کرده اند که در هیچ مقطعی نسبت به ارعابی که حاکمیت نشان می دهد عقب نمی نشینند و بلکه در پیگیری حقوق خود محق تر می شوند.
 
مناظرات اخیر تلویزیونی تحت عنوان« رو به فردا» که گروه های مختلف سیاسی را به تلویزیون می کشاند در میان دانشجویان چگونه دیده می شود‌؟‌آیا چنین اقداماتی می تواند در کم کردن اعتراضات موثر باشد؟

از نظر دانشجویان این برنامه یک «شو» استبرای رساندن به بحث وحدتمورد نظر آقایان. الان دیگر بحث این نیست که در انتخابات چه رخ داد بلکه بحث این است که بعد از انتخابات چه جنایت ها و اتفاقات ناگواری رخ داد و چه کسانی مسوول چنین وقایعی هستند. امروز بحث این نیست که ن آقای کروبی  و موسوی چه نظری در مورد انتخابات دارند. به همین جهت این برنامه ها تاثیری در جنبش دانشجویی ندارد.
 
الان چند تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درزندان به سر می برند. این دستگیری ها چه تاثیری روی کار شما و دیگر دانشجویان گذاشته است؟

یکی از بزرگترین اشتباهات حاکمیت این است که می خواهد جامعه را به بخش های مختلفی تقسیم کند. این درست نیست،آن هم در حالیکه واقعیت این است که تاثیر دفتر تحکیم و یا احزاب دیگر در جنبش سبز بسزا نبوده است. واقعیت این است که ما به عنوان اعضای شورای دفتر مرکزی تحکیم اتفاقا در روز ۱۶ آذر از مردم ایران درس مقاومت گرفتیم. درس فعالیت گرفتیم. اینکه بخواهند امروز هر آنچه در دانشگاه ها اتفاق می افتد را به حساب یک جریان دانشجویی بگذارند و اعضای شورای مرکزی آن را به زندان بیاندازند با این فکر که بدین وسیله خللی در حرکت جنبش دانشجویی ایجاد کنند، انعکاسش  همان چیزی است که ما امروز در دانشگاه های ایران می بینیم. این موضوع دقیقا در جهت جری کردن دانشجویان بوده. آنها از دستگیری این افراد نتیجه عکس گرفتند. به هر حال اگر به پرونده دوستان رسیدگی نشود وآنها  در اسرع وقت آزاد نشوند، این اقدام غیرقانونی حاکمیت واکنش دفتر تحکیم وحدت را به دنبال خواهد داشت.
 
آیا با خانواده دوستانتان در تماس هستید؟

بله. طی تماس هایی که من داشتم خانواده آقای مهدی عربشاهی هیچ اطلاعی از محل بازداشت پسرشان ندارند. طی مدت دستگیری هم تنها یک بار با خانواده تماس گرفته است. آقای میلاد اسدی نیز از روز بازداشت تا کنون در بند ۲۰۹ انفرادی به سر می برد و خانم بهاره هدایت هم درتماسی که با خانواده داشته گفته خوب است. از آقای مرتضی سمییاری نیز من هیچ خبری ندارم .
 
امید معماریان
روز

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 و ساعت 0:15  
 

خانواده مهدی عربشاهی از وضعيت فرزندشان

ابراز نگرانی کردند

 

با گذشت حدود يکماه از بازداشت مهدی عربشاهی دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، مراجعات و پيگيری های خانواده وی با درب های بسته مواجه شده است.
 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر علیرغم مراجعه مکرر خانواده مهدی عربشاهی به زندان اوین، نتوانسته اند با وی ملاقات داشته باشند.
 

مهدی عرشاهی از زمان بازداشت تاکنون تنها یک بار در حدود دو هفته پیش با منزل خود تماس تلفنی بسیار کوتاهی داشته است و پس از آن هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دسترس نیست.
 

خانواده عربشاهی اعلام کردند: «متاسفانه هنوز برای ما مشخص نشده است که اتهام مهدی ما چيست؟ و از آن بدتر آنکه چرا اجازه تماس يا ملاقات با فرزندمان را به ما نمی دهند!؟ چرا ما را از حق ديدن فرزندمان محروم می کنند!
 

ندادن اجازه ملاقات و تماس نگرفتن مهدی و پاسخگو نبودن مسوولين، نگرانی ما را دو چندان و خواب را بر ما آشفته و حرام کرده است!»
 

گفتنی است شرايط سنی پدر و مادر عربشاهی و عدم اطلاع از وضعيت فرزندشان بر نگرانی ها افزوده است.
 

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 و ساعت 0:7  
 

گزارش یك هفته تحریم امتحانات در پلی تكنیك

 

در طول هفته جاری دانشگاه پلی تكنیك شاهد تحریم امتحانات پایان ترم توسط دانشجویان برای اعلام حمایت از 12 همكلاسی دربندشان و اعلام اعتراض نسبت به هجوم نیروهای لباس شخصی به خوابگاه های این دانشگاه بود.
 

به گزارش خبرنامه امیركبیر در طول این هفته در مجموع 62 امتحان پایان ترم توسط دانشجویان لغو شده است. در دانشكده مكانیك 18، دانشكده عمران 13، دانشكده فیزیك 12، دانشكده شیمی 4، دانشكده معدن و متالورژی 4، دانشكده پزشكی 4، دانشكده نساجی 2، دانشكده ریاضی 2، دانشكده كامپیوتر 2، دانشكده برق 1 و دانشكده پلیمر 1 امتحان لغو شده است.
 

گزارش های رسیده حاكی از گسترش روز افزون "تحریم امتحانات" است. به طوری كه در روز چهارشنبه 20 امتحان در دانشگاه پلی تكنیك لغو شده است كه بیشترین تعداد در روزهای هفته گذشته بوده است.
 

اما واكنش مسئولین دانشگاه به تحریم امتحانات توسط دانشجویان، بسیار شتاب زده و توام با دستپاچگی و هراس بوده است. در روزهای ابتدایی، حراست و كمیته انضباطی دانشگاه وارد عمل شدند و دست به احضار گسترده و تهدید دانشجویان زدند تا مانع از ادامه و گسترش این حركت شوند. در روز شنبه (روز اول امتحانات) 15 دانشجو به كمیته انضباطی احضار شدند. روز یكشنبه هنگامی كه اعتراضات دانشجویان در روز یكشنبه نیز ادامه یافت، باقری معاون حراست دانشگاه، 10 دانشجو را به حراست دانشگاه احضار كرد. اكثر این دانشجویان با توجه به غیر قانونی بودن این عمل باقری، از مراجعه به حراست خودداری كردند. اما دانشجویانی كه به حراست رفتند با توسط كارمندان حراست به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات ارجاع داده شدند.
 

به هر حال این فشارها و تهدیدات با هوشیاری و شجاعت دانشجویان بی اثر ماند و تحریم امتحانات در روزهای بعد با استقبال بیشتر دانشجویان مواجه گشت.
 

همزمان مسئولین مختلف وزارت علوم دولت کودتا و روسای انتصابی دانشگاه ها با مصاحبه های مختلف با رسانه های وابسته همچون فارس و مهر نسبت به تحریم امتحانات از سوی دانشجویان واکنش نشان داده و به تهدید دانشجویان پرداختند. در یکی از مصاحبه های جالب توجه، معاون وزارت علوم دولت کودتا مدعی شد که هیچ امتحانی لغو نشده است که همین مساله نیز باعث عزم بیشتر دانشجویان در تحریم امتحانات شد.
 

پس از بی اثر شدن فشارها و تهدیدات انضباطی و امنیتی، ‌رهایی رییس انتصابی و بی كفایت پلی تكنیك اقدام به اعمال فشارهای آموزشی بر دانشجویان و اساتید نمود. درج نمره صفر در پرتال آموزشی دانشجویان تحریم كننده، بستن پرتال آموزشی دانشجویان به روی اساتید و تهدید ضمنی اساتید از جمله این اقدامات بوده است. طبق گزارش های رسیده تا كنون برای 8140 واحد درسی دانشجویان نمره صفر درج شده است. دانشجویان معتقدند این اقدام رهایی صرفا برای ایجاد هراس در بین دانشجویان است و به دلایل مختلف مجموعه مدیریت دانشگاه نمی تواند این تعداد نمره صفر را در كارنامه دانشجویان ثبت كند. سقوط شدید معدل دانشگاه و نزول رتبه دانشگاه در رتبه بندی دانشگاه های كشور و جهان از جمله این دلایل است. دلیل مهم دیگر این است كه در صورت قطعی شدن این تعداد صفر، دانشگاه مجبور می شود در ترم آینده در بسیاری از دانشكده ها واحدهای ترم جاری را دوباره ارائه كند كه به این ترتیب برنامه آموزشی دانشگاه به كلی به هم خواهد ریخت.
 

درج این نمره های صفر خشم و اعتراض بیشتر  دانشجویان  را در پی داشته است و مشخص نیست در هفته آینده در صورت اصرار رهایی به ثبت این نمرات،‌واكنش دانشجویان چه خواهد بود. از آن جا كه درج این نمرات بدون اطلاع و موافقت اساتید صورت گرفته است اساتید دانشگاه نیز نسبت به این اقدام رهایی به شدت معترضند.
 

گزارش های رسیده از دیگر دانشگاه ها مانند دانشگاه خواجه نصیر، دانشگاه شریف، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه های هنر، دانشگاه شهیدبهشتی و دانشگاه تبریز حاكی است كه دانشجویان این دانشگاه ها نیز قصد دارند به این حركت تحریم امتحانات بپیوندند.
 

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 3:1  
 

آخرین وضعیت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم

وحدت در زندان

عدم اجازه ملاقات به خانواده میلاد اسدی، نگرانی نسبت به وضعیت وی

 

خانواده میلاد اسدی امروز با همراه داشتن نامه ملاقات به زندان اوین مراجعه کردند، اما به آنها اجازه ملاقات داده نشد و  این نامه نیز از آنان گرفته شد.
 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر به خانواده میلاد اسدی گفته شده است که اجازه ملاقات وی دیروز لغو شده است.
 

میلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از تاریخ 9 آذر ماه در بازداشت به سر می برد. بازداشت وی همراه با تفتیش منزل و بازرسی وسایل او و ضبط آنان بود. وی طی این مدت در ابتدای بازداشت دو بار با خانواده اش ملاقات کرده است که آخرین ملاقات وی به تاریخ 30 آذر ماه برمی گردد. از آن زمان به بعد هیچ گونه تماس یا ملاقاتی با خانواده نداشته است.
 

میلاد اسدی همچنین در آخرین ملاقات خویش اشاره کرده بود که در سلولی بسیار سرد نگهداری می شود و طی بیش از 14 روز هیچ بازجویی نداشته است. پرونده وی در شعبه هفت بازپرسی دادگاه انقلاب قرار دارد و خانواده وی طی روزهای گذشته با مراجعات متعدد به دادگاه انقلاب موفق به ملاقات با بازپرس پرونده نشده و جواب مشخصی در مورد شرایط بلاتکلیف فرزندشان به آنها داده نشده است.
 

تماس تلفنی مهدی عربشاهی و مرتضی سمیاری با خانواده
 

طی روزهای گذشته مهدی عربشاهی، دبیر دفتر تحکیم وحدت با خانواده خود تماس گرفته است. وی در این تماس  کوتاه ابراز داشته که حال او خوب است و در زندان اوین نگهداری می شود.
 

مهدی عربشاهی در تاریخ 7 دی ماه در تجمع روز عاشورا در پارک لاله بازداشت شد.
 

دبیر دفتر تحکیم وحدت پیش از این نیز در روزهای قبل از 16 آذر به دادگاه انقلاب احضار شده و در آنجا مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته بود.
 

مرتضی سمیاری دیگر عضو دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز از زندان اوین با خانواده اش تماس گرفته است.
 

دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت که در یورش شبانه نیروهای امنیتی به منزل پدری اش بازداشت شد، در تماسی با خانواده اش گفت که حال عمومی اش خوب است و در بازداشتگاه اوین به سر می برد.
 

سمیاری در مورد علت بازداشت و مرجع بازداشت کننده اش هیچ توضیحی نداده است.
 

مرتضی سمیاری دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان است که در ترم جاری با حکم سنگین دو ترم محرومیت از تحصیل از سوی کمیته انضباطی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز روبرو شده است.
 

بی خبری از وضعیت بهاره هدایت
 

از وضعیت سلامتی بهاره هدایت دبیر روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت هیچ گونه اطلاعی در دست نیست.
 

بهاره هدایت، عضو دیگر شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نیمه شب 10 دی ماه در منزل مسکونی بازداشت شد و منزل وی مورد تفتیش مأموران امنیتی قرار گرفت و کامپیوتر، کتب و وسایل او ضبط شد.
 

همسر وی در مصاحبه با رسانه های مختلف ابراز داشته است که بهاره هدایت تاکنون هیچ تماسی با وی نداشته است و از اتهامات و شرایط نگهداری او هیچ اطلاعی در دست نیست.
 

بازداشت اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه های مختلف پیش از 16 آذر شدت یافت و اعضای بسیاری از این تشکل طی مدت زمان گذشته بازداشت، محروم از تحصیل و محاکمه شده اند.

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 2:54  
 

فاز جدید سرکوب، زوال یا پیشروی؟؛

سعید کوهی

 
 

پس از اعتراضات گسترده روز عاشورا، حاکمیت با شدت هر چه تمام و به شیوه بی سابقه ای در چند ماه گذشته، اقدام به دستگیری و برخورد با معترضان کرد. حاکمیت با برگزاری راهپیمایی های حکومتی و فعالیت گسترده رسانه های حکومتی پروژه ای را که پس از تجمعات 16 آذر تحت عنوان توهین به آیت الله خمینی کلید زده بود، با پروژه تکمیلی توهین به مقدسات در روز عاشورا دنبال کرد. پس از فراهم شدن زمینه تبلیغاتی، قرق شدن تمامی خیابان ها توسط نیروهای گارد ضد شورش مسلح، دستگیری های کور و تصادفی مردم در خیابان، سخنرانی های شدید الحن در نماز جمعه و بیانیه های تند نهادهای نظامی، حاکی از وارد شدن حاکمیت به فاز جدیدی از تقابل با اعتراضات است.
 

از سوی دیگر موسوی در بیانیه جدید خود آشکارا از  مواضع گذشته خود نیز عقب نشینی کرده است. اما مستقل از بیانیه و اطلاعیه های این و آن پیرامون این بیانیه، بی شک اعتراضات تحت تاثیر فاز جدید سرکوب حاکمیت وارد فاز جدیدی خواهد شد. سرکوب گسترده، ارعاب از طریق اعدام ها و زندان های طولانی مدت، پلیسی کردن فضای جامعه و راه اندازی مجدد گشت ارشاد و امنیت اجتماعی و یک انقلاب فرهنگی مجدد، نیاز مبرم جمهوری اسلامی برای بازگرداندن شرایط موجود جامعه به وضعیت مورد نیاز برای پیشبرد برنامه های اقتصادی اش است.
 

اگر جمهوری اسلامی چنین نکند بی شک باید برنامه های اقتصادی خود را متوقف کند. چراکه اجرای برنامه های خصوصی سازی و حذف یارانه ها باعث گسترده تر شدن دامنه اعتراضات و کشیده شدن هر چه بیشتر اعتراضات به اقشار پایین جامعه خواهد شد. از این آب گل آلود ماهی گرفتن و به این بهانه جامعه را تا سالیانی در سرکوب شدید فرو بردن و همزمان اجرای برنامه های اقتصادی که جز درخفقان مطلق و فضای بسته سیاسی عملی نخواهد بود، بی شک فایده ای است که جمهوری اسلامی از آن نخواهد گذشت. اجرای این سیاست ها در داخل می تواند در کنار سیاست های باج و تقابل (تقابل با غرب و در عوض باج سنگین به چین و روسیه) که سال هاست سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد، عملی شود.
 

شاید اگر باز به آخرین بیانیه آقای موسوی بازگردیم، عقب نشینی او را بتوانیم آغاز راهکاری برای باقی ماندنِ حداقلی این جریان در فضایی که او نیز انتظارش را دارد بدانیم. اما اگر جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که باید وارد این فاز شود که چنین بنظر می رسد، به راحتی از پس این جریان و خارج کردن سران این جنبش از فضای سیاسی کشور بر می آید، کافیست حلقه مفقوده پروژه امنیتی خود را با چند بمب گزاری ساختگی در اماکن مقدس تکمیل کند تا خیابان ها را با تیربار قرق کند.
 

هر چند شرایط تاریخی و اجتماعی امروز قابل مقایسه با دهه 60 نیست و در آن دهه جنگ به عنوان یک کاتالیزور برای حذف جریانات مخالف و تثبیت داخلی نقش ایفا کرد، اما با بهره گیری از فقدان آگاهی سیاسی اقشار پایین جامعه، بعید نیست جمهوری اسلامی باز بتواند سیاست هایی مشابه سیاست های حذفی دهه 60 را اینبار برای تثبیت شرایط اقتصادی خود در سرمایه جهانی عملی کند.
 

اگر جمهوری اسلامی وارد این فاز سرکوب شود بی شک اعتراضات نیز در این قالبِ پراکنده و نامنسجم باقی نخواهد ماند. فاز جدید مبارزه هر چند به مذاق آنانی که از مقدساتی چون قانون و پارلمان سخن به میان می آورند خوش نمی آید اما بی شک در آن شرایط دیگر جایی برای لفاظی اخلاقیون گریزان از خشونت و واعظان مسالمت باقی نمی ماند.
 

در فقدان احزاب سیاسی مترقیِ فراگیر که بتوانند در ساماندهی این اعتراضات نقش ایفا کند، این اعتراضات توده ای در تقابل با سرکوب و خفقان مطلق به محمل های ارتجاعی سرازیر خواهد شد.
امروز به جای فریاد واخشونتا، به جای تحلیل از بیرون اعتراضات اخیر باید به ظرفیت هایی که این اعتراضات در اختیار جریان های مترقی قرار می دهد توجه کرد و از شرایط موجود برای خروج از بحران پیشِ رو بهره برد.
 

امروز نیروهای مترقی جامعه باید با بهره گیری از بستر مناسبی که اعتراضات ناخودآگاه اخیر ایجاد کرده است در راه سازماندهی جبهه ای مستقل و فراگیر، مستقل از ساختار قدرت، در راه خودآگاهی این اعتراضات گام بردارد. در غیر اینصورت در تغییرات آینده، چاره های جز انفعال و ضربه نخواهد داشت. اگر روندی که جنبش دانشجویی طی سال های 82 تا 87 طی کرد را مرور کنیم میتوانیم شکست جنبش دانشجویی در ایجاد جبهه مستقل فراگیر، خارج از ساختار و کنترل جمهوری اسلامی و ضربات ناشی از آنرا تشخیص دهیم.
 

امروز، محفل ها و هسته های مختلف دانشجویی، جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش های مترقی قومی که سابقه مبارزاتی طولانی دارند، می توانند با نزدیکی به یکدیگر در ایجاد جبهه ای فراگیر، مستقل از ساختار قدرت گام بردارند.
 

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 2:10  
 

 

 

 

 

 

 

 

روح الله حسینیان از نمايندگی مجلس استعفا کرد:

 

من خود را سرخورده و شکست خورده می‌بينم

حجت‌الاسلام حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای به هیئت رئیسه مجلس خواستار استعفا از نمایندگی شد.

زندگینامه روح الله حسینیان، به روایتی دیگر

روح الله حسینیان، متخلص به قاتل بالفطره، در سال 1334 در شیراز به دنیا آمد، چندسالی در مدرسه درس خواند بعد سال 1349 به قم سفر کرد و در مدرسه حقانی مشغول تحصیل علوم دینی شد. البته مشارالیه از علوم دینی فقط بخش مربوط به حد و تعزیر و قصاص و حرب و جهاد را خواند و بقیه اش را به سایرین محول کرد.

گفته می شود وی از کودکی علاقه خاصی به اعدام داشته و همواره با بچه محلها اعدام بازی می کرده است. از دیگر بازیهای مورد علاقه او می توان به این موارد اشاره کرد: زدن آمپول هوا به قورباغه؛ کندن سر مارمولک و تماشای دست و پا زدن آن در زیر آفتاب؛ چسباندن درب بطری نوشابه به پای گربه با قیر و گذاشتن آن روی آسفالت و پیشت کردنش؛ قیچی کردن سیبیل گربه مذکور و گذاشتنش در لبه دیوار؛ سنگ زدن به گنجشکها و هر نوع پرنده دیگری که در تیررس بود؛ پاره کردن شکم موش و تشریح اعضای داخلی آن.

رنگ مورد علاقه حسینیان فوق الذکر قرمز جگری بوده و غذایی نیست که در فهرست غذاهای مورد علاقه او جای نداشته باشد.

اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این روح الله کارهای متعددی انجام داد از جمله مدتی در مشهد و زاهدان و تهران قاضی بود و تأکید کرده بود تنها کسانی را که می شود حکم اعدام برایشان صادر کرد را برای محاکمه نزد او ببرند. برخی روانشناسان و متخصصان روانپریشی اظهار داشته اند که اصولاً وی معتقد است که حتی اگر در خیابان تصادف شد و یک پیکان زد آیینه بغل یک بنز را شکست، راننده هر دو ماشین را باید اعدام کرد، اولی را به جرم بد رانندگی کردن و دومی را به جرم سرمایه دار بودن.

وی سپس به وزارت اطلاعات راه پیدا کرد و دید که اینجا به راحتی می شود حکم اعدام صادر کرد و کسی هم جیکش در نمی آید، لذا بلافاصله فهرستی از هرچه آدم حسابی تحصیل کرده و باسواد در مملکت بود تهیه نموده و برای تک تکشان حکم اعدام صادر کرد و به دست برادر، سعید امامی، متخلص به واجبی داد. به این ترتیب قتلهای زنجیره ای شکل گرفته و مدتی داستانش نقل مجالس عمومی و خصوصی بود و ملت کلی حال کردند و سرگرم شدند.

او که دیگر حوصله اش از کارهای تکراری و صدور حکم اعدام این و آن، سر رفته بود مکانش را عوض کرده و به ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی رسید. وی در این مرکز تمام سعی و همتش را به کار برد تا حسابی تاریخ انقلاب اسلامی را به باد داده و آنگونه که عشقش می کشد آن را تبیین و تفسیر نماید. یکی از شاهکارهای ماندگار وی در این مرکز سندسازی است. گفته می شود وی اسناد زیادی را به نقل از ساواک و غیره له یا علیه برخی از افراد تهیه و خلاصه کلی به تاریخ معاصر ایران حال داده است.

روح الله حسینیان در اردیبهشت 1386 به عنوان مشاور سیاسی و امنیتی محمود احمدی نژاد انتخاب شد. کلاً بعد از انتصاب احمدی نژاد بعنوان ملیجک دربار، حسینیان هم جان دوباره ای گرفت. او سپس در انتخابات دور هشتم مجلس شرکت و بعنوان نماینده مردم تهران به مجلس چپانده شد. در این دوره او با حمایتهای بی دریغ از احمدی نژاد، آبرو و حیثیت هرچه نماینده و مجلس است را برد.

با بروز کودتای انتخاباتی در 22 خرداد 1388، حسینیان مجدداً شروع به پاچه گیری و گاز گرفتن نمود. وی که ملاحظه کرد اگر اوضاع دگرگون شود و احیاناً یک دولت مورد حمایت مردم سرکار بیاید، باید دمش را روی کولش گذاشته و سوراخ موش اجاره کند، شروع به جفنگ گویی نموده و مخالفان دولت را محارب نامید. او به این مقدار نیز بسنده نکرده و در مجلس دوره افتاد و برای یک طرح دو فوریتی به منظور کاهش مدت اعدام محاربین، امضا جمع کرد. به هر حال از قدیم گفته اند که هرکسی روزی به اصل خودش باز می گردد و آقا روح الله هم همینکار را کرد و به عشقش، یعنی اعدام رجوع نمود.

اما نمی دانیم چه شد که یکدفعه وی از این کار کنار کشیده و از نمایندگی دولت در مجلس استعفا داد. او در استعفانامه اش گفته است: «جناح اصلاح‌طلب نزد رئيس عزيزتر و ارزشي‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بي‌خاصيت‌تر. من خود را موجودي شكسته خورده و سرخورده مي‌بينم…».

ما در اینجا از اینکه آقای حسینیان به خودشناسی رسیده است مراتب شادمانی خودمان را ابراز داشته و به وی هم تبریک می گوییم. هرچند ما که از مدتها پیش می دانستیم وی انسانی مطرود و بی خاصیت و موجودی سرخورده و عقده ای با کینه هایی عمیق است که تنها با کشتن و خونریزی آرام می گیرد، اما اثبات این موضوع به خود حسینیان کار بسیار دشواری بود که خوشبختانه خودش به این خودشناسی رسید.

به امید استعفای سایرین و شرکا و غیره.

|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 1:45