دانشجو می میرد - ذلت نمی پذیرد
13 آبان را با افتخار ، ایستادگی و مقاومت زنان و مردان ایران پشت سر گذاشتیم ، 13 آبان دیدیم که دانشگاه و دانشگاهیان زنده هستند ، مردم بیدارند و باکی از تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران ندارند ، زنان شانه به شانه مردان در مقابل نیروهای سرکوبگر ایستادند و با تمام وجود فریاد آزادی سر دادند و مرگبر دیکتاتور گفتند . همه در کنار دانشجویان روز دانشجو به حکومت ایران اعتراض خواهیم کرد .
از زمانی که حکومت های استبدادی در ایران وجود داشته اند جنبش دانشجویی همیشه پابرجا بوده است دانشجویان شعارهای “دست نظاميان از دانشگاه کوتاه” ، “اتحاد، مبارزه، پيروزی” را در 16 آذر سال 1332 بر علیه دولت سر می دادند و سالیان سال هست که این شعار ها در بین دانشجویان وجود دارد و جنبش دانشجویی همچنان با اعتراض به بی عدالتی ها ، نابرابری ها و ظلم آشکار حکومت این راه پر افتخار را ادامه داده است . |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 2:37 حمله نیروهای لباس شخصی به دانشجویاندانشگاه شیراز و ربودن تعدادی از دانشجویانروز گذشته همزمان با تظاهرات دانشجویان دانشگاه شیراز به مناسبت 13 آبان نیروهای لباس شخصی به دانشجویان حمله کرده و تعدادی از این دانشجویان را ربودند. بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز در روز گذشته در حالی اتفاق افتاد که پیش از این و در پس از انتخابات نیز صحنه مشابه حوادث روز گذشته اتفاق افتاده است. در هفته پس از انتخابات و همزمان با اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز نیروهای امنیتی به این دانشگاه حمله کردند و تعداد زیادی از دانشجویان را بازداشت کردند. رئیس دانشگاه شیراز در آن زمان در اعتراض به این مساله استعفا داد اما پس از چند روز و با آزادی دانشجویان استعفای خود را پس گرفت. از وضعیت دانشجویان بازداشت شده در شیراز در 13 آبان اطلاعی در دسترس نیست. |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 2:2
15 آبان 1388
کمیته گزارشگران حقوق بشر- محمد صادقی عضو بازداشتشده شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت، چهارشنبه شب در تماسی با منزل از نگهداری خود در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین خبر داد. وی که شب 12 آبان ماه با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شده بود، در این تماس تلفنی شرایط خود را مناسب توصیف کرد. همچنین خبرهای رسیده حاکی از این است که حسن اسدی زیدآبادی و حجت شریفی دیگر اعضای بازداشتشده سازمان دانشآموختگان ایران نیز در بند 209 به سر میبرند. سازمان دانشآموختگان، از جمله تشکلهایی است که در جریان بازداشتهای گسترده فعالان سیاسی پس از انتخابات، شماری از اعضایش بازداشت و روانه زندان شدند. احمد زیدآبادی دبیر کل این سازمان، پس از گذشت بیش از 4 ماه از بازداشتش، هفته گذشته بند 350 زندان اوین انتقال یافت. وی پیش از آن در سلول انفرادی نگهداری میشده است. دادگاه رسیدگی به اتهامات زیدآبادی قرار است، روز یکشنبه در شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شود. عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز، که در تاریخ 30 خردادماه بازداشت شده بود، همچنان در وضعیت بلاتکلیفی در بند 209 نگهداری میشود. محمد صادقی و حسن اسدی زیدآبادی، در ماههای گذشته بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته بودند. |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 1:56
مرگ بر دیکتاتور!
گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 13 آبان 1388
با دوستان تصميم گرفتيم طرف سفارت آمريكا كه محل تجمع نيروهای دولتی بود نريم. در خيابان های اصلی و فرعی مركز شهر تجمع های مختلف مردمی زياد بود و ما به همين نقاط رفتيم. از ساعت 11 و نيم صبح در فاصله ميان چهار راه انقلاب تا ميدان وليعصر به بالا و فرعی های آن درگيری و جنگ و گريز شديد شد. گروه های مردمی در دسته های سی، چهل، پنجاه و ... نفره و بيشتر با شعار "مرگ بر ديكتاتور" شكل می گرفت و به سمت نيروهای سركوب هجوم می برد و همراه با حمله آنها به فرعی ها عقب نشينی می كرد و دوباره پس از مدتی اين كار تكرار می شد. بسياری مغازه ها بسته بود و بعضی از آنها مردم را داخل مغازه كرده و درها را می بستند. در جايی صاحبخانه ای ما را پناه داد و بچه ها با تيركمان از دريچه ای، بسيجی ها را هدف قرار می دادند. می گفتند در همه اين چند ماه اين كار را كرده اند. در جايی ساكنين مجتمع های بلند از پشت بام قوطی و سنگ و آشغال بر سر نيروهای سركوب می ريختند. يك بسيجی در گوشه ای با دوربين پيشرفته در حال عكس گرفتن از اين صحنه ها بود. مرد ميانسالی به مردم هشدار می داد كه صورت های خود را بپوشانند و تغيير محل بدهند. او می گفت فردا اطلاعاتی ها با اين تصاوير به در خانه ها می آيند و مردم را دستگير می كنند و می گفت تا بحال عده ای اينطوری گرفتار شده اند و كسی هم نمی داند چه بسرشان آمده است؛ و باید درعين مبارزه احتياط های لازم را كرد. در يكی از فرعی ها با گروهی برخورد كرديم كه از ميدان 7 تير می آمدند. يكی گوشش پاره بود، ديگری سر و صورتش خونی بود و آن يكی باطوم خورده بود. اما خندان و سرخوش برای اقدام بعدی نقشه می ريختند. اخبار 7 تير را به مردم می دادند و می گفتند تيراندازی واقعی، و نه هوايی و مشقی، شده است. می گفتند سه تا از لباس شخصی ها در گوشه ای گير افتادند و مردم از خجالتشان در آمدند و مدارك شناسايی شان نيز ضبط شد. برخی دخترها حتی در لباس پوشيدن آرايش جنگی داشتند. بدون مانتو و با شلوار چند جيبه خاكی رنگ و تی شرت و كفشهای مخصوص دو. مانند ماههای قبل، حضور و راديكاليسم زنان و دختران بسيار چشمگير بود. حدود ساعت يك در خيابان وليعصر (از ميدان به بالا) تا مطهری درگيری های سختی صورت گرفت. در مقاطعی مردم موفق می شدند نيروهای سركوب را عقب رانده يا پراكنده كنند و در اين زمان ها همه از پياده رو يا فرعی ها به وسط خيابان اصلی می آمدند و راهپيمايی می كردند. باز هم بيشترين شعاری كه داده می شد "مرگ بر ديكتاتور" بود. در يك جنگ و گريز به خيابان فلسطين شمالی وارد شديم. خيابان ابتدا خلوت بود. اما يكدفعه صف بزرگی از مردم كه بطور منظم راهپيمايی می كردند و برخی پوستر بزرگ موسوی را در دست داشتند وارد خيابان شدند. دختری بر دوش پسری نشسته بود و مرتبا شعار "خامنه ای قاتله، ولايتش باطله" را سر می داد و از جمعيت می خواست آنرا تكرار كنند. در و ديوار خيابان پر بود از شعار "مرگ بر خامنه ای". برای مدت 10 دقيقه اين راهيپيمايی ادامه داشت و همه جور شعاری بگوش می رسيد. از "يا حسين مير حسين" تا "ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم" تا "نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی" و ... وارد بلوار كشاورز شديم. چشمانمان از گاز اشك آور می سوخت. صفوف مردم گاه منظم و گاه پراكنده در دو سوی خيابان حركت می كرد. دوباره به سمت ميدان وليعصر رفتيم كه با هجوم وحشيانه شخصی پوش های موتور سوار و پياده نظام رژيم مواجه شديم و عقب نشستيم. شاهد دعوا و بگو مگوی بين همين نيروها بوديم كه هر يك می خواست از خود سلب مسئوليت كند و آن يكی را به صف جلو بفرستد و عليه يكديگر حرف می زدند. ساعت دو نيم كه مقداری از تلاطم اوضاع كاسته شد تصميم گرفتيم از فرصت استفاده كرده و به طرف پائين چهار راه انقلاب و اطراف خيابان جمهوری بريم و مشاهداتی داشته باشيم. با اتوبوس رفتيم. داخل اتوبوس مردم در حال گپ و گفتگو بودند. بعضی كه در مبارزه شركت داشتند، ديده ها و شنيده هايشان را نقل می كردند. بعضی ابراز تأسف می كردند كه نتوانستند شركت كنند چون شاغل هستند و به آنها ابلاغ شده بود كه در صورت غيبت در اين روز از كار اخراج خواهند شد و می گفتند "كاش 13 آبان امسال به جمعه افتاده بود". برخی هم مثل روال همه جا آيه ياس می خواندند و مردم را دعوت می كردند كه سرشان در كار خودشان باشد. يكی از موعظه كننده ها می گفت: "چه فايده؟ كشته می شين و آب هم از آب تكان نمی خوره" و ديگری جواب می داد: "بدبخت انگار متوجه نيستی كه سی ساله داريم هر روز می ميريم. حالا كه تصميم گرفتيم ديگه نميريم ما را از مرگ می ترسانی؟" از همه ديدنی تر چهره برخی مردهای حزب الله و يا زنان چادر چاقچوری بود كه خاموش نشسته بودند و با چشمانی از حدقه در آمده مردم را نظاره می كردند. يكی يواشكی پوستر خامنه ای را زير صندلی پنهان كرد تا مردم ندانند او كجا بوده است. در آندسته از خيابان های پايين كه ما رفتيم متأسفانه جنب و جوش چندانی بچشم نمی خورد. گرچه مردم و مغازه دارها در مورد اتفاقاتی كه رخ داده بود حرف می زدند و خبر رد و بدل می كردند. حدود ساعت 4 دوباره به ميدان وليعصر و كريمخان برگشتيم. خبر گوش به گوش رسيده بود كه بعد از ساعت 4 اعتراضات شدت خواهد گرفت. تا ساعت 6 و نيم در آن حوالی چرخيديم. درگيری و اعتراضات بصورت پراكنده ادامه داشت اما بشدت صبح نبود. لااقل در محدوده هايی كه ما حضور داشتيم. اخبار شب سيمای دروغ گوی جمهوری اسلامی از حضور دشمن شكن و گسترده مردم هميشه در صحنه گزارش داد. اما با همه مونتاژهايی كه كرده بودند صحنه ها نه گسترده بود و نه دشمن شكن. با اينكه حكومت نيروهای زيادی را بسيج كرده و علاوه بر پايه هايش، عده ای را با زور و تهديد از مدارس و ادارات دولتی به خيابان آورده بود، اما تعداد جمعيت تظاهر كننده مخالف حكومت بيشتر بود. مردم اخبار مبارزات در شهرستان ها، بخصوص در حول و حوش دانشگاهها و خوابگاهها، را به يكديگر می دادند. 13 آبان امسال با بقيه سالها فرق داشت. آنانی كه شاهد 13 آبان تاريخی سال 1357 بوده اند می گفتند از نقطه نظر مبارزه مردم عليه حكومت، يادآور آن 13 آبان بوده است. اما به نسبت آن سال تعداد شركت كنندگان دانش آموز كمتر بود. حكومتی ها از چندی قبل تدارك گسترده ای ديده بودند كه شركت دانش آموزان در اينروز كنترل شده باشد. از مدارس دولتی با تهديد و ارعاب عده ای را آورده بودند و در مدارس غير دولتی اعلام شده بود كه غيبت در اينروز موجه نخواهد بود. با اين وجود گروههای كوچك دانش آموزان 15 – 16 ساله مشاهده می شد كه در كنار هم پر شور و شاداب حركت كرده و در كوله پشتی هايشان سنگ و ديگر ابزار مورد نياز برای درگيری را حمل می كردند. امروز از زاويه مقايسه ای با مبارزه قبلی، يعنی روز قدس، تفاوت هايی داشت. با وجود حجم بزرگ تبليغات سبز و اعلاميه پراكنی های موسوی و كروبی، اما نسبت به روز قدس كمتر تحت كنترل آنها قرار داشت. اينرا هم در راديكاليسم بيشتر امروز می توان مشاهده كرد، هم در شعارهايی كه بيشتر ادا می شد و هم در نوع سركوب وحشيانه و گسترده تری كه امروز حكومت به پيش برد. حال مردم برای روز 16 آذر تدارك می بينند. و آخر اينكه نشد اين گزارش را در شب 13 آبان بفرستيم. امان از دست اينترنت و ياهو و http و اين چيزا. هنوز در بخش هايی از شهر "دسترسی امكان پذير نمی باشد". |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 1:15 فراخوان سبزهای دانشگاه های سراسر کشور شرکت در راه پیمایی های مردمی، تجمع در دانشگاه ها
|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 23:50
بیانیه ادوار تحکیم در مورد ادامه بازداشت زیدآبادی ملت نخواهد گذاشت فرزندانش سال ها در حبس بمانند
سوم آبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 2:1 روایت یک دانشجوی نخبه و شاهد عینی از مراسم دیدار خامنه ای با نخبگان
«آقا» نماز نخوانده مراسم را ترک کرد!
وبلاگ freedom for Iran: من توی جلسه همایش ملی نخبگان دیروز و دیدار با خامنه ای شرکت داشتم و اینجا قصد دارم ماوقع را توضیح دهم. تعدادی برای صحبت کردن از قبل انتخاب شده بودند و حتی صحبتها و متن سخنرانی اونها هماهنگ شده بود . این افراد یکی یکی رفتند و همان صحبتهای کلیشه ای وخسته کننده همیشگی را (همگی از روی کاغذ واو ننداز) خواندند. در پایان خامنه ای پرسید کس دیگری صحبتی نداره؟ تعدادی دست بلند کردند و یک نفر بلند شد ایستاد که خامنه ای گفت برود صحبت کند. این دانشجو سخنان شدیدا انتقادی را شجاعانه و درکمال خونسردی بر زبان راند. وی خود را دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد و در ابتدای صحبت گفت که این کسانی که از طرف نخبگان آمدند و از روی کاغذ حرفهایی زدند نماینده تمام نخبگان نبودند و ما آنها را انتخاب نکرده بودیم. این حرف با تشویق شدید و استقبال حضاری که قبل از آن با صحبتهای خواب آور کسل شده بودند همراه شد. سپس وی حرفهای خود را به این شکل ادامه داد( که من سعی می کنم تا جای ممکن عین جملات وی و در غیر این صورت نقل به مضمون بیاورم) : "حرفهای من در زمینه متفاوتی نسبت به آنچه که دوستان مطرح کردند می باشد و صحبتهای خود را در 3 بخش ارایه می کنم. 1- متاسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟ درسته که حرفهای من به صورت سوالی هست اما منظور بنده از لحنم کاملا مشخصه . متاسفانه زمانی که رسانه مادرو مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خرد نمی رود. صدا وسیما یی که زیر نظر شما کار میکند و رییس آن را شما تعیین می کنید ، دو حالت دارد : یا به دستور شما این گونه عمل میکند و یا نظارتی بر آن ندارید. این سوال مطرح است که در این 30 سال آیا واقعا جامعه ما به سمت اسلامی شدن و اخلاقی بودن پیش رفته؟ اگر ذره ای هم جواب به این سوال منفی باشد باید به عملکرد خود در این 30 سال شک کنیم. 2 - مساله دوم را من با مثالی در یک مقیاس کوچکتر مطرح می کنم. در یک خانواده زمانی که دو برادر با یکدیگر مشکل دارند اگر پدر خانواده با برادر کوچکتر برخورد خشنی کند ، برادر بزرگتر هم به خود این اجازه را می دهد که با برادر کوچکتر رفتار خشونت آمیز داشته باشد. شما که مقام پدری دارید وقتی با مخالفان خود آن گونه برخورد می کنید عوامل پایین تر نیز به طبع آن رفتاری دارند که همه میدانند درزندانها چه گذشت. در مورد وقایع زندانها من به یاد دارم که در یکی از سخنرانی ها فرمودید که با مسببان این گونه وقایع و متخلفان زندانها به شدت برخورد می شود اما.. من خودم در یک تظاهرات سکوت در تاریخ (...) حضور داشتم. اونجا لباس شخصی ها و افراد لباس دار ریختن و همه ما رو زدند. 3- من نمیدانم چرا در این کشور اجازه ابراز هیچ گونه انتقادی در مورد شما داده نمی شود؟ من دراین 5 سالی که روزنامه ها را مطالعه می کنم ندیدم که کسی نقدی به شما وارد کند حتی یک جمله مجلس خبرگان که وظیفه آن نقد و نظارت بر عملکرد رهبری است عملا مشاهده می شود که این کار را انجام نمی دهد. " دربین صحبتها بسیجی هایی که بین حاضران پخش بودند پارازیت می انداختند و داد میزدن که تمومش کن . وسط صحبتها یک برگ کاغذ به اون دانشجو دادند. اونم رو کرد به خامنه ای و گفت که به من گفتن که وقتت تمومه اما اگر اجازه میدین هنوز صحبت دارم. همین موقع بسیجی ها هم صلوات فرستادن که تمومش کنن .خامنه ای گفت از اول هم وقت تموم بود ولی حالا شما صحبتها تو ادامه بده در پایان صحبتهای وی با تشویق شدید وبسیارطولانی نخبگان همراه شد. بعد خامنه ای شروع کرد به جواب دادن و اظهار ناراحتی کرد که اینجا ما نمیخواستیم از این دست صحبتها مطرح بشه و دوست داشتم که در زمینه مسایل نخبگان و علمی بحث بشه و در جواب به اون دانشجو همون حرفهایی رو زد که توی خبرها دیدیم. یعنی در واقع به خاطر صحبتهای اون دانشجو بود که خامنه ای مجبور شد درباره انتخابات حرف بزنه و ... وی پاسخ داد کی گفته از ما انتقاد نمی کنن ؟! من خودم گفتم برید کرسی های آزاد اندیشی تو دانشگاهها بزنید. چرا راه ننداختین خودتون؟ برید انتقاد کنید و... یک بسیجی ذوب در ولایت هم گفت آقا میخوام بیام دست بوسی . خامنه ای هم چفیه اش رو در آورد گذاشت برای اون و فورا از پرده پشت سرش غیبش زد. به نخبگان گفته بودند انتهای مراسم قراره نماز جماعت به امامت آقا برپا بشه ما سرگردون مانده بودیم که حالا چی به چیه و قراره چی بشه... اونا هم گفتن دیگه تمومه ، نمازی در کار نیست خودتون برید بخونید. در ادامه همایش من دیگه اثری از اون دانشجویی که رفته بود صحبت کرده بود ، در همایش ندیدم. |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 1:51 گامی دیگر برای جداسازی کلاسهای دختران و پسران در
دانشگاهها دانشکده علوم سیاسی واحد تهران، کلاسهای دانشجویان دختر و پسر را از هم جدا کرد. به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شهرزاد نیوز، تفکیک جنسیتی کلاسهای این دانشکده، اجرایی کردن طرح دکتر اشرفی، مدیر گروه علوم سیاسی، است که اعتراض دانشجویان و استادان را برانگیخته است. از سوی دیگر، باید از تصمیم مسئولان دانشگاه آزاد قم درمورد تفکیک زمانی ساعات دانشگاه خبر داد که بر اساس آن قرار است سه روز نخست هفته به دختران و سه روز دیگر به پسران اختصاص داده میشود.
گفتنی است طرح تفکیک جنسیتی، طرحی فراگیر از سوی وزارت ارشاد دولت احمدینژاد است که در نظر دارد جداسازی زن و مرد را در همه عرصههای زندگی اجتماعی، از خیابانها تا محیطهای کار را در بر بگیرد؛ هرچند که به نظر کارشناسان، این طرح قابلیت اجرایی ندارد.
|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 0:35 زمینه چینی مسئولین دانشگاه تهران برای اجرای طرح لباس
متحدالشکل دانشجویان
از ابتدای هفته جاری در تمام دانشکده های دانشگاه تهران پوسترهایی در باره ضوابط و مقررات پوشش در بعضی از دانشگاه های دنیا نصب شده است ! در این پوسترها در باب مقرراتی که دانشجویان باید از نظر پوشش و نوع لباس یا مو در دانشگاه رعایت کنند مطالبی آورده شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، در پایان صفحه با گذاشتن علامت سوال بر روی دانشگاه تهران قصد دارد این پیام را منتقل کند؛ حال که اینچنین است و اجرای لباس متحد الشکل امری غیر متعارف در بین دانشگاه های دنیا نیست پس تکلیف دانشگاه تهران چه می شود؟ تهیه کنندگان این پوستر خود را جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران معرفی کرده اند ولی دانشجویان مطمئن هستند این کار از سوی بسیج دانشجویی و به درخواست مسئولین حکومتی دانشگاه صورت گرفته و قصد زمینه سازی برای اجرای سیاست های سخت گیرانه در باب نوع پوشش در دانشگاه را دارند. لازم به ذکر است که مسئله نوع پوشش در دانشگاه و لباس متحدالشکل دانشجویان چندین سال است که از سوی مسئولین حکومتی دانشگاه تهران مطرح می شود ولی هر بار با مخالفت صریح و جدی دانشجویان ناکام می ماند.
|+| نوشته شده توسط مریم کوهی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 0:32
چپ دانشجويي گفتگوی اشتراک با پريسا نصرآبادی
با تشکر از اينکه اين مصاحبه را پذيرفتيد با توجه به بازگشايی دانشگاهها و بنا به شرايط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنورديده است لازم ديديم تا با فعالين چپ دانشجويی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگويی داشته باشيم . فعالين جنبش سوسياليستی ممکن است صرفا به مثابه فعالين علنی يا کادرهای مخفی به فعاليت بپردازند، و ممکن است که با تلفيق کار علنی ومخفی وظايف خود را انجام دهند، اين کاملا بستگی به شرايط ، عرصه ها و سطوح مبارزه دارد. در اين که تلفيق کار علنی و مخفی ممکن و برای برخی کاملا نيز ضرورت دارد بحثی نيست. مساله اساسی که من سعی کردم آن را روشن نمايم اين است که چپ دانشجويی بعد از کشتار دهه 60 و به ويژه 67 و به تبعيد رفتن بسياری از فعالين کمونيست، از دل يک خلا بيرون آمد و ناگزير گرديد و در واقع به او تحميل شد که بار سنگين و متنوعی از فعاليت های مختلف را به دوش بگيرد. اما مساله اين است که به هر حال چپ در جنبش دانشجويی تا جايی پيش رفت که به تدريج می بايست بر اساس نظرگاه صحيح و اتخاذ استراتژی و تاکتيک های منطبق با شرايط و سبک کار متناسب در دانشگاه، فعاليت هايش را با موقعيت عينی اش منطبق نمايد. اماچنين نشد و همان طور که گفتم، برخی چهره ها و فعالين شناخته شده آن که درگير فعاليت علنی در دانشگاه بودند، بدون خارج شدن از ظرف فعاليت علني، دست به اقدامات غريبی زدند که تنها بر عهده کادر های مخفی يک حزب سياسی است. اما ابدا نبايد اين فاحش را تنها به تاکتيک های غلط يا سبک کار نادرست تقليل داد. مساله بر سر نظرگاه منحطی است که چنين سبک کار يا تاکتيک هايی را مجاز می نمايد و بعد از وقوع خطا نيز سعی در توجيه اشتباهات، پرده پوشی و تئوريزه کردن غلط های خود دارد! و در مقابلِ ضرورت بازنگری عملکرد و بازخوانی تجربه چپ در دانشگاه طی سال های گذشته با لا قيدي، بی مسئوليتی و فرصت طلبی به بهانه های واهی مقاومت ميکند و سنت انتقاد از خود را که سنتی ديرينه در چپ در همه جای جهان است، به کل انکار کرده و ناديده می گيرد و ضد اخلاقيات کمونيستی را تجويز و تجليل می کند. |+| نوشته شده توسط مریم کوهی در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 23:3 |
|

جمعی از سبز های دانشگاه های سراسر کشور طی یک فراخوان از عموم دانشجویان همه دانشگاه های ایران دعوت کرده اند تا در روز ۱٣ آبان پس از همراهی با عموم مردم در راهپیمایی سراسری در خیابان ها، با شرکت در تجمعات اعتراضی داخل دانشگاه ها به استبداد و استکبار زمانه یادآوری کنند که دانشجوی ایرانی همیشه و در هم حال با استبداد و استکبار مقابله خواهد کرد.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) با صدور هفتمین بیانیه خود پس از کودتای ۲۲ خرداد، نسبت به تحت فشار قرار گرفتن احمد زیدآبادی، دبیرکل این سازمان برای اخد اعترافات اجباری پس از بیش از ۴۰ روز بیخبری مطلق از او هشدار داده و همچنین ضمن محکوم کردن حمله به مهدی کروبی با اشاره به صدور احکام سنگین حبس برای فعالان سیاسی زندانی، تاکید کرده است که ملت نخواهد گذاشت فرزندانش سالها در حبس بمانند.